چند سر بریدەی دیگر، تا اتحاد ما؟؟

اسلامیسم بازهم جنایت آفرید! سیستم ضد بشری سرمایە، بستر انواع ماشینهای جنایت سیاسیست! این سیستم، ازجملە، از کارآئي سامانەی جنایتکارانەی اسلامیستي، بهرە میبرد! از یک طرف، ظرفیت سبعانەی اسلامیسم را علیە هرگونە صدای آزادیخواهی، علیە آزادی بیان و علیە زن بەکار میگیرد و در وسط خیابان پیشرفتەترین کشورها، سر می بڕد؛ از طرفی دیگر، صفوف فاشیسم و نژاد-پرستي را، در اروپا و امریکا، سامان میبخشد و علیە مهاجران فلکزدە بە میدان میآورد! و البتە بدون احساس هیچ مسؤلیتی کە چقدر اوضاع از کنترل خارج شود و بیگناهان قربانی شوند!

اگر میگوئیم امپریالیسم بە پایان هرگونە دمکراسی و آزادیخواهی رسیدە؛ این پیش-بینی داهیانەی را، لنین، صد سال پیش بەمیان آورد! این لنین و بلشویکها بودند کە در اعتراض بە جنگ جهانی سرمایەداران، در ابتدای قرن گذشتە، نکبت امپریالیسم را بەجهانیان شناساندند! این لنین و رفقایش بودند کە امر دفاع از ارزشهای دمکراتیک را، امر طبقەی کارگر پیشرو و امر سوسیالیسم و کمونیسم، دانستند.

آری؛ این جنبش ما، جنبش کارگری کمونیستي آگاە است کە باید صفوفمان را هرچە متحدتر و قدرتمندتر کنیم و یکی از اهدافمان را، کە پایان دادن بە عربدەکشی و بە جنایات آشکار خیابانی اسلامیسم و بە جنایات فاشیسم است؛ عملی کنیم! آری؛ منظورمان آچمز کردن این هردو سامانەی جنایت: اسلامیسم و فاشیسم است کە هردو از ذریتهای دوقلوی سرمایەداری اند! در اشل بزرگتر هم، بیرون راندن همەی دیناسورهای پایان تاریخ سرمایە را در دستور داریم تا این زندگی زیبا را کە ساختەایم، محافظت کنیم! برای رهائی زن، رهائی مرد و رهائی کودک، برای آزادی کل انسان از فرهنگ بردگی مزدی، از این نظام و هرگونە اسارت انسان در اقتصآد و مناسبات نابرابر، تلاش میکنیم!

اما هر از گاهی، چاقوکشان این نظام، فرزندانمان را سلاخی میکنند تا زهر چشمی از ما بگیرند؛ چند بار دیگر سرهای بریدەی مردم بیگناە باید شهادت دهند کە این سیستم، ارادەی دفاع از امنیت ما، از آزادیها و ارزشهای دمکراتیک و لائیک ما  را ندارد؟! نە آن ارادە را دارد و نە آن توانائی را کە از ارزشهای ما دفاع کند!

ما، در عوض، چە نیروئی داریم؟! نیروی ما، نیروی ٩٩ درصدی کارگران و مردم فرهیختەئی است کە موقعیت مادی و اقتصادیمان، منافع و زندگی روزمرەمان، بەخطر افتادە و نەتنها نیازمند کە درخور ارزشهای دمکراتیک و انساني هستیم! ما باید این متحدان واقعی خود را، نەتنها درایران، کە در فرانسە، در اروپا، آمریکا و همەی جهان بە میدان آوریم؛ جنبش کارگري را، جنبش دگرگۆن-ساز کارگران کمونیست کە نیروی اصلی کمونیسم هستند را، در هر شهر و در هر منطقە و هر جا کە دستمان میرسد متشکل سازیم، جنبش جهانیمان را، آگاهتر و متحدتر نمودە، از جملە در این عرصە، بە میدان آوریم.

البتە، این اصلا در تناقض نیست با فشار آوردن بە دولتهای سرمایە، کە ادعای جدائی مذهب از دولت را دارند! باید بتوانیم بە آنان هم گوشزد کنیم کە بدون ریاکاری و بدون ملاحظەهای سخیف اقتصادی، فورا، بەعنوان یک ارزش مهم دمکراتیک، مذهب را کاملا از دولت و از قدرت دور کنند و واقعا آنرا بە امر خصوصی و بە کلیساها و مساجد و غیرە برانند! اما چطور میتوانیم بە این دولتها فشار آوریم؟؟ نیروی ما برای این فشارآوردن، از کجا میآید؟ از کجا، جز همین جنبش کارگری و اعتصابات و حرکات اعتراضی این جنبش؟؟ آری؛ نیروی ما همین مردمان، همین کارگران آگاە و مبارز است. با بسیج کردن کمونهای کارگری، همچنین میتوان، حتی بەطرزی مؤثر، تحرک اسلامیستهای گردن-زن را، در محل کار و زندگیمان فلج کنیم!  همچنین فاشیستهای آدم-کش مسموم بە نزاد-پرستي را، میتوانیم، بە کمک همین کمونهای کارگري، فلج کردە و بە جنایاتشان لگام زنیم و حتی پایان دهیم!

اکتفا کردن بە لابە و زاري نزد کارگزاران سرمایە، یا بە “افشاگری” از دولتهای سرمایە کە گویا معیار دوگانە دارند، در بهترین حالت، سادەلوحی مارا مینمایاند! چرا این دولتها و این سامانەها بەما کمک کنند؟؟ این دولتها کە طشت ریا کاریشان از بام افتادە و افشاشدە اند؛ کە در حرف مدافع ارزشهای دمکراتیک اند اما در عمل، دست در کیسەی رژیمهای مستبد سرمایە دارند؟! دست در جیب استبدادهائی نظیر ایران و عربستان و غیرە دارند، بر تاخت و تاز آنان بر حقوق زن و مرد کودک، بر حقوق بشر، چشم میپوشند و حتی همدستشان میشوند! اینان، باید با فشارما و متحدان ما، روبرو شوند؛ باید ناچار شوند کە از منافعی چشم بپوشند و بە شعارهای عامەپسند ارزشهای دمکراتیک عمل کنند!؟ اگر فشاری بر آنها نباشد، تنهآ در فریبکاریشان جریتر خواهند شد!؟

البتە، ما در این سازماندهی اتحاد و آگاهی، راە دراز و دشواری در پیش داریم؛ اما راە دراز و دشواری راهم رفتەایم! بەعلاوە، این راە ما، هرچند طولانی و هرقدر سخت، کوتاهترین و آسانترین راە است! راەهای دیگر راە سرمایەدارانست؛ سرمایەدارانی کلان کە با ثروت نجومی، دیگر از سرمایەی رقابتی قرون گذشتە (کە مدافع ارزشهای دمکراتیک بود) فاصلە گرفتەاند و آشکارا، پایگاە اجتماعی-اقتصادی استبداد هستند! راەحل سرمایەداري، بەجلو نیست؛ بلکە بەعقب است! بنا بر این نە در جهت حل مشکلات بلکە، چنانکە در این چند دهە دیدەایم، در جهت آفرینش طالبان، خمینیسم، داعشیسم، نژادپرستي و فاشیسم است؛ در جهت نفی و محو دمکراسیست. ناگفتە پیداست کە این بی-راهە، چە اندازە سختتر، طولانیتر و پر-مخاطرەتر خواهد بود!؟ واضح است کە دراین صورت، باید انتظار شارلی-ابدوها و سربریدنهای خیابانی بیشتر، انتظار خشونتهای بیشتر طآلبانی، داعشی و اللەاکبر گویان خیابانی را داشت! حتی انتظار هجمەهای مسلحانە و چماقدارانەی بیشتر از طرف نژادپرستان فاشیست و چماقداران سرمایەی کلان هم بیشتر میشود! پس بە قول “باب دیلان”، از چند فراز و نشیب باید بالا و پائین برویم تا بفهمیم، تا شیر-فهم شویم، پایەی اقتصادی امپریالیسم جهاني و سامانەها و دولتهای سرمایەی کلان، نە دمکراسی، نە احترام بە انسان و ارزشهای دمکراتیک، بلکە استبدادهای مدرن و وحشیگریهای مدرن را پیش پای جهانیان میگذارد! و ما هرروز، نمونەهای تازەتر و عجیبتر آنها را، تجربە میکنیم!

ما مردم، ما ٩٩ درصد کە خلع ید شدەایم، کە از قدرت سیاسی محروم شدەایم، باید با اتحاد و تشکل کارگري، قدرت خود را باز-یابیم و از ارزشهای خودمان دفاع کنیم! راە دیگری نیست! این راە ما، اما، پایەی مادی و اقتصادي دارد؛ بنا براین، بسیار محتمل است! اصلا آسان و بدیهی نیست اما زمینەی اجتماعی دارد؛ ممکن و میسراست و مهمتر از همە اینکە در حال وقوع است. جنبش جلیقە زردها در همین فرانسە، نزدیکترین نمونەی این واقعیتهاست. هفت تپە ها در ایران و میدان تحریرهای بغداد و بصرە و بیروت و شیلی و… حضور سوسیالیسم در انتخابات امریکا … نمونەهای دیگرند…

این جنبش، با ظرفیت تودەگیر و محلیش، میتواند سریعا، اسلامیسم را یا فاشیسم را فلج کند؛ فاجعەهائی نظیر سربریدن ها یا ماجراجوئیهای مسلحانەی فاشیستها را پایان دهد، مخاطرات جنگی و خشن را مانع شود و روز بە روزهم، راهمان، هموارتر شود!

از نظرات و راهنمائیهای خوانندگان، استقبال میکنم.